مناجات ابتدای سالی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
دلها خوش عید است و ما دلتنگ یاریم دلگـیـر از اسـفـنـد و بیتـاب بـهـاریـم این اشکها، این اشکها هم بی ارادهست در شـور و در دلـدادگی بـیاخـتـیاریم جــغــرافــیــای داغ مـا مـرزی نـدارد انــدازۀ عـــمــر زمــانــه داغــداریـــم اندازۀ یک دشت، خون بر پیکر ماست انـدازۀ صـد کـوه امــا اسـتــواریــم ... تـسبـیح در دستـان ما میچـرخـد و ما هی لحظهها، هی لحظهها را میشماریم این روزها سر میشود، ما مـطمئّـنـیم آن روز هم سـر میرسـد، امّـیـدواریم نـزدیک قـلـه یـخ زده دیـگـر نـفـس ها آه ای طلـوع گـرم! ما چـشم انتـظاریم |